تبليغاتX
صبح پیروزی




دیدگاه امام خمینی راجع به بزرگ بانوی اسلام

حضرت امام در برخی از پیامها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، نه تبیین همه آن، که اصولا از قدرت بشر خارج است، و به کلام امام نیز در این باره خواهیم پرداخت.


اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:

۱ - فاطمه(س) مایه افتخار

در دنیایی که در آن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسانها بر حسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام فاطمه زهرا(س) را مایه افتخار می دانند، ببینیم چه کسانی به زهرای مرضیه(س) افتخار می کنند.

الف) افتخار جهان هستی
امام: روز پر افتخار ولادت زنی [است] که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است (۱) .

زنی که عالم به او افتخار دارد. (۲)

ب) افتخار خاندان وحی
امام: زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد. (۳)

تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است. (۴)

ج) افتخار پیروان او
امام: برای زن ها کمال افتخار است که روز تولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت. (۵)

۲ - فاطمه(س) تجلی کمال انسان
امام : تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. (۶)

تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. (۷)

یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان،... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن فردا [روز میلاد] موجود شد. (۸)

تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است. (۹)

نکته: حضرت امام; در بیان اینکه چرا در آیه (انا انزلناه) به شکل جمع ذکر شده است فرموده اند: بدانکه نکته آن تفخیم مقام حق تعالی به مبدئیت تنزیل این کتاب شریف است... بعبارت دیگر این صحیفه نورانیه [قرآن کریم] صورت اسم اعظم است چنانچه انسان کامل نیز صورت اسم اعظم است، بلکه حقیقت این دو در حضرت غیب یکی است و در عالم تفرقه از هم بحسب صورت متفرق [هستند]. (۱۰)

نتیجه: با توجه به اینکه حضرت امام، حضرت زهرا را انسان کامل معرفی نموده اند و از سویی انسان کامل را صورت اسم اعظم می دانند، نتیجه می گیریم که:

«حضرت زهرا(س) صورت اسم اعظم الهی است ».


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/07;ساعت 18:33;  توسط فرزند انقلاب;  | 


یوم الله ۱۲فروردین،  انتخاب جمهوری اســلامی ایــــران

مردم خواستند و توانستند. کشتی نوح بر ساحل نجات نشست و این گلستان سرسبز و خرم ابراهیم خلیل است که در دل آتش نمرود به پا گشته. از 15 خرداد، دی، 17 شهریور گذشتیم و به 22 بهمن رسیدیم و همین طور آمدیم تا 12 فروردین.

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدهمه آمدند. همه آمدند و تاریخ را در یک روز گنجاندند. امروز، همان روزی است که نهال انقلاب بارور شد و رای های سبز مردم، برگ های شاداب همان نهال بودند.

در روز 12 فروردین، نتیجه درخشان همه پرسی اعلام شد، درحالی که همه نتیجه را می دانستند. مردم، پیش تر آرای خودشان را با خون هایشان، با فریادهایشان و با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اعلام کرده بودند.

سرانجام در این روز پربرکت، نظامی به دنیا آمد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن ها، دگرباره نه تنها در ایران اسلامی، که در سراسر جهان به ارمغان آورد.

در این روز عزیز، ساختار جدید سیاسی ـ اجتماعی ایران، بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم، یعنی 2/98 درصد تثبیت شد و مردم، به آزادی رسیدند. آزادی اسلامی، براساس آزادی انسان است. به گفته شهید مطهری:

اینکه می گوییم در اسلام آزادی وجود دارد، به این معناست که اسلام می خواهد آزادی واقعی، یعنی در بند کردن حیوانیت و رها ساختن انسانیت به انسان بدهد. آزادی در اسلام، یعنی انسانیت رها شده، حال آنکه این واژه در قاموس غرب، معنای حیوانیت رها شده را متضمن است. از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی براساس آن چیزی است که تکامل انسانی را ایجاب می کند.[1]

هدف نهایی شعار انقلاب، جمهوری اسلامی بود. واژه جمهور، به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین واژه ای برای نظام شکل گرفته بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعیین کننده بودن رای مردم در سرنوشت خود و همه امور اجرایی کشور است و به طور کلی، حکومتی را تبیین می کند که برای تأمین زندگی دنیایی مردم، به خود آنها وابسته باشد.

واژه اسلامی نیز به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است که ویژگی های خاص خود را داشته، در آن، ارزش های الهی و قرآنی بر تمام شئون حاکمیت دارد. همچنین ولی فقیه که براساس نظامی الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسئولیت هدایت مردم و کمک به رشد و تعالی آنان را عهده دار است.

امام خمینی(ره) به شکرانه این پیروزی درخشان در پیام خود فرمودند:

من به دنیا اعلام می کنم که در تاریخ ایران، چنین رفراندومی سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رای مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه به زباله دان تاریخ دفن کنند. ...

من از این هم بستگی بی مانند که همه به ندای آسمانی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا» لبیک گفتند و به اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت کردند، تقدیر می کنم.[۱]


پی نوشت:[۱]. صحیفه امام، ج 6، صص 452 و 453

سایت حوزه

+ نوشته شده در  جمعه 1391/01/11;ساعت 22:1;  توسط فرزند انقلاب;  | 


ابعاد ناشناخته ی امام خمینی (رحمة الله علیه):

در اين گفتار، نگارنده، سر آن دارد از ناشناختگى پاره‏اى از ابعاد مردى سخن گويد كه دست تقدير الهى، او را كه عارفى وارسته و زاهدى از دنيا گسسته بود، در راس يك قدرت نوپا و نو جو و ستيزه گر و پرخاشجو و اصلاح گر و فريادگر قرار داد كه تمامى دنياى ظلم و استكبار را در سراسر جهان، به ناوردگاه خود فراخواند و يك تنه و يك جا، با شرق و غرب دست و پنجه نرم كرد.

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیداين چهره همينكه به مبارزه جويى و يورشگرى شناخته شد، ابعاد عرفانى و معنوى و اخلاص و معنويت و زهد و تقويت و بى‏پيرايگى و وارستگى و از دنيا گسستگى و به حق پيوستگى و عشق و ايثار و عبادت و راز و نياز عاشقانه شبهاى تار اين مرد شگفت انگيز در سراسر جهان - و حتى در پاره‏اى موارد در زادگاه انقلاب اسلامى يعنى ايران نيز - از انظار مردم عادى پنهان گشت.

بخصوص آنكه، پرچم حق و عدل و دادى كه او، پرچم دار آن بود، اشارت بدان داشت كه پرچم‏هاى ناحق و ظلم و بيداد، بايد فرو كشيده شود و اين، براى ستمگران و بيدادگران كه در سراسر جهان بر محرومان و مستضعفان، حكم مى‏راندند، بسى گران و ناگوار بود. و اينان، با تمام وجود، بر آن شدند و پاى بر آن فشردند كه چهره واقعى اين مرد را، دگرگونه و تحريف شده معرفى كنند. . . اين شد كه امروزه، بر اثر تبليغات مستكبران كه دشمن حق و جدا از حقيقتند، مردى كه جز حق و حقيقت نمى‏خواست و جز رهائى مظلومان و محرومان و مستضعفان، هيچ در سر نداشت، در چهره مردى معرفى شده كه سر از نظم جهانى در پيچيده و مقررات بين المللى را زير پا گذاشته و به نظامات مقبول جهانى پشت پا زده است. بگذريم از خودمان و تعدادى كشورهاى اسلامى و جهان سومى كه به علائق همبستگى دينى و مذهبى يا منطقه‏اى و يا اشتراك در ستمديدگى و استعمار زدگى و استضعاف دير پا و رسوب كرده، به اين شخصيت الهى - تاريخى، به ديده يك منجى و يك رهبر رها سازى و آزادى مى‏نگريم - كه تازه، اين ديد هم، به ابعاد شخصيت واقعى امام خمينى نزديك نشده است  تا چه رسد به آنها كه اصلا توان ديدن واقعيت را از دست داده‏اند و از اين رو با چشم دشمنانه بدو مى‏نگرند. بارى سخن از شخصيت مردى است كه نه تنها در ميان دشمنان، كه در ميان دوستان و مريدان و پيروان نيز ناشناخته و حتى غريب مانده است. و اين، كار آسانى نيست، بخصوص آنكه سخن از مدح و ثناى كسى كه مدح و ثناى او، در راستاى قدرت حاكم است، گاهى با تملق، اشتباه مى‏شود، چيزى كه روح اين نگارنده به سختى از آن بيزار است.

از خدا مى‏خواهيم كه اين سخن را براى خودش خالص كند و از هرگونه شائبه شرك و ريا و تملق بپيرايد . آمين براى شناخت ابعاد ناشناخته امام خمينى، بايد ابتدا از مقياسها و معيارهايى سخن گفت كه آنها نيز ناشناخته اند! تقوى، اخلاص، زهد، بى‏علاقگى به دنيا، عبادت، سرشك شوق براى خدا در نيمه شب تار از ديدگان فرو ريختن، در جستجوى گمنامى و بى‏نام و نشانى بودن، مال فراهم نياوردن، خشت‏بر خشت ننهادن، خانه نو بنا نكردن، در جايگاهى محقر زيستن و بدان دلخوش بودن، از خوراكيها و آشاميدنيهاى رنگارنگ و گونه گونه دنيا كم بهره بودن، كم خوردن، لب و دم و دامن از شهوات شستن، خواسته‏هاى دلفريب و هوس برانگيز را از ميان برچيدن و جز اينها و جز اينها. . . از ارزشهاى بى‏شمارى است كه در قاموس دين و وحى و نبوت و رسالت و در قلمرو معنويات و روحيات و در مقام شناخت انسان شناسانه و تربيتى مكاتب الهى و اديان آسمانى از آن آنها، سخن بسيار فراوان رفته است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 1390/12/26;ساعت 18:52;  توسط فرزند انقلاب;  | 


چهل ارادت به یک پدر، در چهل فراز پدرانه

1. پدر، یعنی آرامش.برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنید
2. پدر، یعنی امنیت.
3. پدر، یعنی خانه ات، ستونی دارد که نمی دانی، ولی خانه ات بر آن ستون استوار است.
4. پدر، یعنی ستاره ای که می درخشد، اما پشت ابرهای روزها و روزهای ابرها پنهان شده و تو، او را نمی بینی.
5. پدر، یعنی مهری که کمی زمخت است، کمی سخت است؛ اما سخت شیرین.
6. پدر، یعنی آینده، یعنی نگاه به آینده، یعنی نگرانی هایی که در آینده جا مانده اند.
8. پدر، یعنی دست هایی که پینه بسته اند، حتی اگر پینه هایش دیده نشود.
9. پدر، یعنی کیسه ای از خوراکی و میوه و ... در دست و جاده ای بی انتها در چشم، که همیشه متروک می ماند، که همیشه بی عابر.
10. پدر، یعنی رفتن به میان جامعه، خسته شدن در میان جامعه، بریدن در میان جامعه، خم شدن در میان جامعه، اما ایستادن در میان خانه، استوار، بی تکان، بی لرزه.
11. پدر، یعنی سکوت.
12. پدر، یعنی حرف های نگفته.
13. پدر، یعنی همه نگرانی هایی که هیچ گاه به لب نمی آیند، اما به دل می نشینند.
14. پدر، یعنی نگاهی ملتمسانه و بی دفاع؛ آنگاه که او را ترک می کنی، به مقصد جایی دور.
15. پدر، یعنی معدن رازهای سر به مهر فراوان.
16. پدر، یعنی شکوفه، وقتی که احساس می کنی درختی شده ای و بیشتر از شکوفه می دانی.
17. پدر، یعنی راه، وقتی که حس می کنی مسافری شده ای و راه را بیشتر از او رفته ای.
18.پدر، یعنی دانش محض، در آستانه اعتراض هایی که به بی سوادی و عقب ماندگی اش داری.
19. پدر، یعنی دیواری بزرگ، که خانه را پوشانده؛ که اگر نباشد، خانه تعریف و تعبیر و تفسیر و تصویری ندارد، هیچ.
20. پدر، یعنی سایه بانی، در هجوم آفتاب های غربت و تنهایی؛ حتی اگر در بهشت زهرا یا هر گورستانی دیگر خفته باشد.
21. پدر، یعنی سایه بان، برای فرزند، برای فرزندان، برای فرزندان بسیار.
22. پدر، یعنی پدر، و چه فرقی می کند که پسر، چه کسی باشد.
23. پدر، یعنی درختی تنومند و چه فرقی می کند که شاخ و برگ هایش، چگونه باشند.
24. پدر، یعنی مردی که امر می کند و فرزند یعنی کسی با اشتیاق فراوان، اجابت.
25. پدر، یعنی مهربانی و فرزند، یعنی همه کسانی که می خواهند این مهربانی را بنوشند.
26. پدر، یعنی تو، که در آرامگاه خود خفته ای، در ابتدای شهر سفر کردگان خاک.
27. پدر، یعنی آرامشی که تو داری.
28. پدر، یعنی امنیتی که تو داری.
29. پدر، یعنی صلابتی که تو داری.
30. ای پدر ما! سایه ات هنوز دنباله دارد روی سرهای ما، روی باورهای ما.
31. ای پدر ما! ای پدر بزرگ ما! ما هنوز مهربانی های تو را می نوشیم.
32. ای پدر ما! بیا و به صرف یک چایی، در کنار ما بنشین؛ درست مثل همان عکس معروفت، کنار سماور خانه ساده ات.
33. پدر ما! خسته ایم، از دویدن های بی حاصل.
34. پدر ما! شکسته ایم، از بارهای تکلیفی که به دوش مان سنگینی می کند.
35. پدر ما! ما کجا و عهدی که خداوندگار از ما گرفته، کجا؟
36. پدر ما! پدر ما! پدر ما! ... پدر بزرگ ما!
37. مثل هر پدر دیگری،
38. آغوش پدرانه خویشتن را باز کن،
39. تا فرزندان پدری چنین بزرگ،
40. به هر نام و آیین و مسلکی، در این آغوش بزرگ، آرام بگیرند، ای پدر فرزندان بسیار انقلاب!


منبع: نشریه شاهد جوان، شماره 417.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/22;ساعت 9:50;  توسط فرزند انقلاب;  | 


توسعه یافتگی از دیدگاه امام خمینی
 امام خمینی در پیام تاریخی خویش خطاب به گورباچف (رهبرشوروی سابق)چنین فرمود:«جناب آقای گورباچف!باید به حقیقت رو آورد.مشکل اصلی اصلی شما مسئله ی مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتماد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.

مشکل اصلی شما مبارزه ی طولانی و بیهوده باخدا و مبدأ هستی وآفرینش است.
ازمفهوم این پیام به خوبی روشن می شود که معمار بزرگ انقلاب از همان دوره با نگاه تیز و بصیرتی که به مسائل جهانی داشت بسیار ساده و در عین حال عمیق،شکست وفروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را به دلیل بی توجهی به نیازهای معنوی انسان حتمی دانسته است.
امروز نیز ناهماهنگی و وجود اهداف متفاوت الگوهای توسعه در کشورهای جهان سوم به خوبی این موضوع را تأیید می کند که این الگوها خوشایند و ذائقه ی روحی ملت انقلابی و اسلامی ایران نیست و ما باید با تکیه بردانش بومی خود به فکر طرح الگویی براساس آموزه ها و تعالیم وحیانی دین کامل اسلام باشیم.
امام خمینی (ره)هدف دین اسلام را پاسخگویی همه جانبه به پرسش ها وابهامات فردی و اجتماعی می دانست و از این رو تفسیرروشی از آن ارائه داد که باوری نو در توانمندی دین درجامعه بشری پدید آورد.

ایشان فرمود: « اسلام همه ی مسائلی را که مربوط به زندگی بشر در دنیا و آخرت است و آنچه مربوط به رشد و تربیت انسان و ارزش انسان است است داراست». «اسلام مکتبی است که برخلاف مکتب های، غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی وسیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و ازهیچ نکته ای ولو بسیارناچیز، که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فرو گذارننموده است و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد کرده است».
همه ی این بیانات وروشن بینی ها نشان می دهد که ایشان با طرح نظریه ی جدایی ناپذیری دین ازسیاست، دین را، که در کنج ‏مسجدها دربند شده بود، رها ساخت و تا خانه ها و قلب و روح ملت به ارمغان آورد. در واقع ایشان الگوی ویژه ای را برای ما ترسیم کرد که نه تنها با معیارها و ملاک های زندگی آرمانی بشرمنافات نداشت، بلکه سبب می شد انسان با تکیه براین آموزه های ظریف نکات ویژه ای را استخراج کند وبرای دستیابی به اهدف مقدسش به کاربرد.
ایشان در بخشی دیگرازسخنانشان اشاره نموده است که برای دستیابی به آرمانی نهایی درگام نخست باید از وابستگی به بیگانگان رها یابیم تا بتوا نیم در چهارچوب احکام اسلامی عدالت و انصاف را اجرا کنیم و از استثمارشدن به دست آنهارهایی یابیم.
«‏اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلو گیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا وانواع کجروی ها و آزادی برمعیارعقل وعدل واستقلال وخودکفایی وجلوگیری ازاستعمارواستثمارواستعباد و حدود و قصاص وتعزیرات برمیزان عدل، برای جلوگیری ازفساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتما عی کهنه شود».
‏ایشان ازآرزوی ملت و دولت یاد نموده و برای توزیع عادلانه ی ثروت و فقرزدایی نکته های ظریفی را برشمرده است: «همه ی آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسئولان کشورماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه ی ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبورو غیرتمند کشورما، از رفاه در زندگی مادی و معنوی برخوردارباشند ».
همه ی این بیانات و نکته سنجی های آن بزرگوار نشان می دهد که تا زمانی که حکومت اسلامی در خاک ایران حاکم است و تا جایی که فرزندان برومند انقلابی برای برپایی حکومت جهانی مهدی(عج) تلاش می کنند همه ی این اهدف دست یافتنی است و ان شاءالله و به خواست خداوند بزرگ توطئه های دشمنان نقش برآب می شود و استقلال فرهنگی سبب می شود که ایران در راه توسعه، تعالی وپیشرفت گام های بلندی را بردارد.


پی نوشت: متن از احسان احمد وند 

منبع: مجله زمانه، شماره95

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/12/18;ساعت 9:47;  توسط فرزند انقلاب;  | 

«بایدها» و «نبایدهای» انتخابات در کلام امام خمینی(ره)

 نظام اسلامی ایران كه با سقوط رژیم دیكتاتوری و استبدادی پهلوی در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید با شعار محوری « استقلال ـ آزادی ـ جمهوری اسلامی » به سوی تحقق آن حركت خود را آغاز نمود.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره ) همواره در پیامها و سخنرانی ها در برابر نظام سلطنتی بر حكومتی تاكید داشت كه بر احكام اسلام و رای مردم بنیان گذارده شده باشد.
اصطلاح « جمهوری اسلامی » را امام ابتدا در پاریس در توصیف نظام مطلوب و مورد نظر خود به كار برد. « جمهوریت » مورد نظر به همان معنای رایج یعنی مردمی بودن حكومت است .

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدایشان در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر چیستی حكومت در جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۰ مهر ۵۷ می فرماید : « رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی یك رژیمی است متكی بر آرای عمومی و رفراندوم عمومی » . (۱ )
بنابراین « جمهوریت » نظام به پذیرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سیاسی و حاكمان اشاره داشته و شكل و قالب حكومت مورد نظر امام را تشكیل می دهد و در این نظام مردم به عنوان یكی از اركان مشروعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی تلقی می شوند به گونه ای كه نظر و رای مردم فقط در مراحل اولیه تاسیس نظام شرط نبود بلكه جمهوری اسلامی به حضور دائمی و نظارت همیشگی آنها بر مسئولین مقید می باشد.
البته در كنار آن « اسلامیت » هم ركن مهم دیگر نظام مورد نظر امام است كه بارها بر آن تاكید نمودند. و در واقع این ركن است كه جمهوری اسلامی را از دموكراسی های غربی جدا می سازد. اسلام محتوا و ماهیت اصلی این نظام را تشكیل داده و ضوابط و احكام و مقررات اسلامی مبنای اصلی سیاستها و قوانین آن محسوب می شوند.
یكی از مهمترین ابزارهای مشاركت سیاسی مردم و تحقق نظام « جمهوری اسلامی » عرصه انتخابات مختلف می باشد كه اگر با دوراندیشی و اتخاذ تدابیر و مقدمات آن از سوی مسئولان و سایر دست اندركاران عملی شود می تواند « جمهوری اسلامی » را در برابر تمامی توطئه ها بیمه نموده و از آسیبها و خطرات داخلی و خارجی مصون دارد.
در اینجا به برخی بایدها و نبایدها در عرصه انتخابات كه در دیدگاه و اندیشه های معمار كبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره ) به آنها پرداخته شده است می پردازیم .
● اهمیت انتخابات و نقش مردم
انتخابات تجلی حضور و مشاركت سیاسی مردم و عرصه تحقق اراده ملت برای تعیین سرنوشت خویش است از اینرو انتخابات دارای اهمیت و جایگاه بلندی است و مردم نقش بزرگی در ایفای این رسالت و تكلیف بزرگی بر دوش خواهند داشت .
امام خمینی (ره ) درباره اهمیت حضور و شركت مردم در انتخابات می فرمایند : « این وظیفه ای است الهی وظیفه ای است ملی وظیفه ای است انسانی وظیفه ای است كه ما باید به آن عمل بكنیم همه مان باید در انتخابات شركت بكنیم . » (۲ )
با توجه به این اهمیت و نقش حضور مردم در صحنه انتخابات است كه باید همت و تلاش تمامی مسئولان دست اندركاران كاندیداها و رسانه ها به این امر معطوف شود كه با اقدامات سنجیده و تدابیر لازم و فضاسازی مناسب زمینه های حضور حداكثری مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجب امید بیشتر دوستداران و ناامیدی و شكست دشمنان اسلام را فراهم نمایند.
● پرهیز از تخریب
انتخابات در نظام اسلامی دارای شرایط و آداب خاص خود می باشد به گونه ای كه كاندیداها و طرفداران آنان نباید از هر شیوه ای برای موفقیت و دستیابی به اهداف خود استفاده كنند چرا كه پذیرش مسئولیتها در نظام اسلامی قبول رسالتی الهی و ملی برای تحقق آرمانهای اسلامی و خدمت به مردم است . بنابراین چارچوبها و ضوابط دینی اخلاقی اجتماعی و فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد و به هیچ عنوان نباید شخصیت حیثیت و آبروی افراد دستخوش تمایلات و خواسته ها و اغراض دنیایی دیگران قرار گیرد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 1390/12/05;ساعت 9:16;  توسط فرزند انقلاب;  | 


 بررسی اسیب های انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

 سخن از خورشید عالم تاب انقلاب اسلامی است که در پرتو عرفان، و اخلاق روشن افروز خویش، دنیای معاصر را روشن نمود و هاله های ابهام و نگون بختی را از خاطر بشر امروز زدود. همو که با کلام روشن گر وبرای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنید سیره ی جاودان خود، بشر سرخورده از زندگی و روی برتافته از امید را به نقطه ی وحدت بخش اسلام ناب متوجه ساخت و در خانه ی دل انسانی که به یوغ بردگی و بندگی غیر، عادت کرده بود و با خا ک نشینی و سیه گلیمی خو کرده بود، چراغ ایمان روشن کرد و شعله ی رهایی برافروخت.
بدون تردید، بررسی ابعاد رهنمودهای خمینی کبیر(ره)فرصتی به آدمی می دهد تا برای گام نهادن در مسیر سبزی که او تا همیشه ی تاریخ، برای بشریت ترسیم نمود، تأملی دوباره کرد؛ چه این که شناختن او که حقیقتی فراموش نشدنی در خاطره ی اعصار است؛ شناختن همه ی خوبی ها است. او چکیده ی قرن ها درس آموزی بشر در محضر انبیا و اولیای الهی است و حیات انسانی کم تر چنین وجود با عظمتی به خود دیده است. باید اقرار نمود که اگر چه قلم ها و زبان های بسیاری درباره گستره ی وجودی او سخن گفته اند، اما به جرأت می توان گفت که هنوز ابعاد وسیعی از اندیشه ی او ناشناخته باقی مانده است. در این مقاله به بررسی آسیب های انقلاب در کلام آن بزرگ مرد الهی می پردازیم.

جدایی خواهی و عدم وحدت کلمه 
 امام خمینی ایران را به لحاظ ساختاری، مستعد تفرقه دانسته است. زمینه هایی چون وجود قبایل و عشایر مختلف، موقعیت جغرافیایی، تنوع زبانی، تنوع مذهبی و در نهایت تنوع خاستگاه روشنفکری یعنی وجود حوزه و دانش گاه را از عوامل تفرقه به شمار آورده اند.(1)از این رو به اعتقاد امام، عواملی چون ملیت، زبان و وحدت مکانی نمی توانند به عنوان محورهای اتحاد مورد تأکید قرار گیرند و به جای آن ها اسلامیت و آن هم در مفهوم عام و در سطحی فراتر از تفسیرهای فرقه ای، می تواند عامل انسجام ایران باشد.
تفسیر امام از اسلام، اقرار به کلمه لا اله الا الله و داشتن قبله ی واحد یعنی ارزش های فرا فرقه ای است.
مسلمانان که اهل حق هستند، قرآن کتاب آن هاست، کعبه قبله آن هاست، کسانی که به اسلام ایمان آورده اند و به حق ایمان آورده اند در این حق خودشان مجتمع باشند و نگذارند این باطل ها که در باطل خودشان می خواهند مجتمع شوند، آن ها پیروز بشوند.»(2)
امام خمینی ضمن توصیه به سعه ی صدر در برخورد با برادران دینی، منطق گفت و گو و تن دادن به قوانین و مقررات را رمز بقای اتحاد می دانست. دو مؤلفه ی مذکور حتی می توانند اقلیت های دینی را هم نوا کنند:«اگر بخواهید مملکت خودتان را از دست ابرقدرت ها و چپاول گرهای بین المللی نجات بدهید، باید همه ی مقرراتی که تحت عمل هر یک هست، آن مقررات عمل بشود و هیچ نهادی با نهاد دیگر معارضه نکند...من امیدوارم که تمام برادرهای ما در اطراف ایران، چه برادرهای اهل سنت و چه برادرهای اهل تشیع و تمام کسانی که در این ملت هستند، از اقلیت های مذهبی، همه با هم مجتمع باشند، تا این که رفاه مسلمانان و همه ی کسانی که در کشور اسلامی سکونت دارند حاصل بشود.»(3)
بنابراین ایشان برای بقای اتحاد، حکومت اسلامی را به حکومت انسانی ترفیع داده و معتقدند با قانون گرایی می توان اختلافات را حل کرد و کشور را به ساحل نجات رهنمون ساخت:«خواست همه یک جمهوری اسلامی، یک حکومت عدل، یک حکومت اسلامی...اگر این دو تا جهت را حفظ کنید...و نگذارید اختلاف پیدا شود، اگر ما حفظ کنیم این وحدت کلمه و وحدت مقصد[اسلام]تا آخر پیروزیم.» (4)
در حکومت اسلامی و حکومت عدل حتی بدون داشتن این واحد نیز می توان با منطق گفت و گو به تفاهم رسید:«ما اگر اختلاف سلیقه داریم، اختلاف بینش داریم، باید بنشینیم و با هم در یک محیط آرام صحبت کنیم و مسائل خودمان را حل کنیم، با تفاهم مسائل را حل کنیم، نه این که جبهه گیری کنیم، یکی یک طرف بایستد با دار و دسته ی خودش و کوشش کنند در تضعیف یک دیگر و کوشش کنند در تضعیف کشور اسلامی...شماها اگر مسلم هستید، با احکام اسلام عمل کنید و اگر خدای نخواسته تعهد اسلامی را قبول ندارید، با دید سیاسی مسائل را حل کنید.»(5)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/01;ساعت 7:54;  توسط فرزند انقلاب;  | 

جنگ و دفاع در اندیشه امام خمینی (رحمت الله علیه)

جنگ در قرآن
 تأیب زورمندان:کسی که یک مقداری آشنا باشد به منطق قرآن، می بیند این قرآن است که وادار کرد پیغمبر اسلام را بر اینکه با این سرمایه دارها دائماً در جنگ باشد و با این کسانی که در حجاز، طائف و برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدمکه صاحب قدرت و اشخاص قلدر و قدرتمندی بودند مخالفت کند، قرآن بود که پیغمبر اکرم را وادار کرد با کسانی که با ملیت مردم، با منافع توده های مردم مخالف هستند و استثمار می کنند، با اینها باید جنگید تا تأدیبی حاصل شود. آیات قرآن در رابطه با جنگ یکی دو تا نیست، بسیار آیات در باب جنگ است و در جدال با مشرکین و زورمندان. در تمام قرآن اگر پیدا بکنید یک آیه ای که به مردم بگوید با اینها ملایمت بکنید و بروید توی خانه تان بخوانید تا اینها هر کاری که بخواهند، بکنند. اگر این جور پیدا شد، آن وقت حق دارد کسی بگوید که این قرآن آمده است و دین آمده است و افیون است. (57/8/8 بیانات امام در مورد تبلیغات اجانب بر علیه اسلام و روحانیت، صحیفه نور/7/2-236)

جنگ های حق طلبانه
 جنگ برای نماز: سید الشهدا در همان ظهر عاشورا که جنگ بود و همه در معرض خطر بودند، وقتی یکی از اصحاب گفت: که ظهر شده است فرمود:«یاد من آورید نماز را و خدا تو را از نمازگزاران حساب کند و ایستاد در همان جا نماز خواند، نگفت که ما می خواهیم جنگ بکنیم، خیر؛ جنگ را برای نماز کردند. مقصد این است که اسلام را پیاده کنند و با اسلام انسان درست کنند. »(59/3/14، بیانات امام در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده معارف اسلامی، صحیفه نور/148/12).
جنگ برای مقابله با کفار: پیغمبر اسلام تا آن وقتی که در بستر مرگ خوابیده بود، سپاهش را بیرون مدینه تجهیز کرده بود برای مقابله با کفار. (60/4/8، بیانات امام در جمع اقشار مختلف مردم صحیفه نور/50/15).
جنگ برای مصلحت اسلام: حضرت علی(علیه السلام) سه جنگی را که کرده با اصحاب پیغمبر، با نزدیکان پیغمبر، با مقدس های حقه بازکرده و این برای مصلحت اسلام بوده است. گرچه من می دانم که در بعضی دل ها اشکال به حضرت امیر(علیه السلام) هم هست، بعضی اشخاص به حضرت امیر هم اشکال می گیرند ولی جرأت نمی کنند بگویند که «چرا با مسلمان ها جنگ کرده است!» لکن حضرت امیر (علیه السلام)تابع اسلام است، اسلام بگوید با مسلمین جنگ کن، جنگ
می کند(64/1/15).
جنگ برای شکستن اغنیا:جنگ های پیغمبر همه اش با اغنیا و گردن کلفت ها و ثروتمندها بود(58/2/29).

جنگ های باطل
 تخصص بی تعهد ؛علت جنگ: ما می دانیم که اگر با دقت ریشه یابی کنیم، آنچه بر ملت ما گذشته و اکنون می گذرد حتی جنگ تحمیلی سرچشمه از دانشگاه غرب زده و متخصصان غیر متعهد و وابسته گرفته است (63/9/19)
تفاوت جنگ ها :ظل الله و ظل شیطان اهداف جنگ هاست و جنگ علی بن ابیطالب(علیه السلام)با جنگ معاویه ماهیتاً فرق دارد، ذاتاً فرق دارد، یکی شمشیر می کشد و ظل الله است، ظل خداست، یکی شمشیر می کشد و ظل شیطان است، ماهیتاً این دو با هم فرق دارند(59/3/20)
رضایت الهی و شیطانی اهداف جنگ ها:فرق است ما بین ایده شما و دشمن های شما. آنها برای قدرتمندی، برای نمایش قدرت، برای شیطان، با اسلام به جنگ برخواستند و شما برای خدا و برای رضای او و قوت دادن به اسلام و پیاده کردن احکام اسلام به دفاع برخواستید. شما مدافع انسان های مظلوم در طول تاریخ هستید. مدافعات شما از اسلام است و پیروزی شما انحصار به پیروزی در میدان ندارد. شما در تمام ابعاد در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانه پیروزی مستضعفین جهان است در طول تاریخ. شمایی که با آغوش باز و با روی گشاده به طرف الله، لقاء الله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید، چه در میدان جنگ پیروز بشوید و چه خدایی نخواسته شکست بخورید که نخواهید خورد. شما آن چیزی را که همراه دارید و آنها سخط خدا را . شما ایمان را همراه دارید و آنها طرفداری از کفر را. شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش، با خاطر آسوده، با این ایده که اگر شهید بشوم، پیروزم و اگر پیروز بشوم هم پیروزم. شما این را دارید و آنها از مرگ فرار می کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است، آنکه مرگ را در آغوش میگیرد برای اینکه شهادت است، برای اینکه از اسلام است، برای اینکه دفاع از حق است و آنکه از مرگ فرار می کند، برای اینکه برای طعمه، جنگ می کند(60/12/18)

وجوب دفاع و استقامت و ضرورت آن
 دفاع تکلیف شرعی و ملی: دفاع از اسلام و کشور اسلامی، امری است که در مواقع خطر تکلیف شرعی، الهی و ملی است و بر تمام قشرها و گروه ها واجب است (58/12/1)
لزوم مهیا شدن برای دفاع: قضیه جهاد یک قضیه است، قضیه خاصی هست، برای گروه معینی هست با شرایطی، لکن قضیه دفاع، عمومی است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/26;ساعت 9:48;  توسط فرزند انقلاب;  | 


 تأثیر اندیشه‌های حضرت امام (ره) بر جنبش‌های اسلامی معاصر

پیروزی انقلاب اسلامی نقطقه عطفی در حرکت جنبش‌های اسلامی به حساب می‌آید چرا که نهضت انقلابی ایران مبتنی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی (ره) به صورت حرکتی اسلامی با ماهیتی الهام بخش بر سایر نهضت‌های اسلامی به پیروزی رسید.
برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدالف) اسلامی بودن انقلاب ایران در تأکید بر( اسلامیت انقلاب نه شیعی بودن آن) به عنوان راهکار اصلی پیروزی انقلاب اسلامی
ب) انقلاب اسلامی متأثر از اندیشه‌های حضرت امام و رهبری ایشان توانست رژیمی را نابود کند که دست نشانده استکبار و ژاندارم منطقه بود و نشان داد که استکبار هر قدر هم که قوی باشد در برابر اراده انسان‌های آزاد و مسلمان چیزی نیست، لذا ملت‌های مسلمان دیگر نیز می‌توانند رژیم‌های دست نشانده و ظالم خود را که به مراتب ضعیف‌تر از رژیم شاهنشاهی ایران است نابود کنند.
ج) امام به وسیله انقلاب اسلامی و مردم مسلمان ایران توانست در مقابل استکبار جهانی بایستد که پیش از این جنبش‌های اسلامی تحت فشار حکومت‌های خود، خویش را قادر به این کار نمی‌دیدند. لذا حرکت انقلاب اسلامی در برابر فشار استکبار و تحمل آنها باعث افزایش ضریب سختی پذیری و تحمل پذیری سایر جنبش‌های اسلامی در برابر استکبار شد. تحمل فشارها و تحریم‌های استکبار جهانی بویژه آمریکا توسط جمهوری اسلامی در 28 سال گذشته، امید به مقاومت را در بین سایر مسلمانان جهان تشدید کرده است. مواردی که جمهوری اسلامی مستقیما آمریکا را به چالش طلبیده است، از مواردی می‌باشد که تأثیرات ژرفی بر مقاومت جنبش‌های اسلامی گذاشته، به ویژه جریان گروگان گیری لانه جاسوسی که باعث فروپاشی هیمنه آمریکا در جهان اسلام شد. باعث شد که جنبش‌های اسلامی توانایی مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی را در خود ببینند و شرایط سخت مبارزه را تحمل کنند.
د) تأکید بر نمادهای مشترک که بین تمام مذاهب اسلامی مشترک است مانند شعار «الله‌اکبر».
استفاده از این شعارها و نماد مشترک مسلمانان در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز استفاده از این شعار در نبرد حق و باطل انقلاب اسلامی با عراق باعث شد که جمهوری اسلامی به عنوان کشور مسلمانی که با اتکا به این شعار و نماد به پیروزی رسید به عنوان الگوی اسلامی سایر مسلمانان قرار گیرد.

2ـ صدور انقلاب و ماهیت و معانی آن و نقش صدور انقلاب در معرفی الگوی حکومتی به سایر جنبش‌های اسلامی
دومین عاملی که باعث استقبال مسلمانان سایر کشورها به خصوص مسلمانان خاورمیانه و آفریقا از انقلاب اسلامی شد، عدم سکوت انقلاب اسلامی در برابر مواضع کشورهای استکباری ، به ویژه آمریکا در استضعاف مسلمانان سایر کشورها می‌باشد. از آنجا که این عدم سکوت به صورت حمایت عملی از مستضعفین جهان بالاخص مستضعفین مسلمان در قالب صدور انقلاب اسلامی انجام می‌شد، لذا ملت‌های مسلمان و جنبش‌های اسلامی به انقلاب اسلامی با عنوان حامی نگاه می‌کردند و همیشه موضع مثبت نسبت به انقلاب اسلامی داشتند. این نگاه مثبت که ریشه در ماهیت صدور انقلاب اسلامی داشت، منبعث از اسلام و اندیشه‌های امام خمینی (ره) بود.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/25;ساعت 9:49;  توسط فرزند انقلاب;  | 


 مقام معظم رهبری:"امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده تاریخ است."

امام خمینی و تقوا
 تقوا اهرمی قوی برای علوم انسان وزمینه ساز ایجاد ارزشهای انسانی، اسلامی در فرد و جامعه است. به جرأت می‌توان گفت که سراپای وجود شریف حضرت امام خمینی با تقوای اخلاقی و عملی عجین برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدگشته، گوی سبقت را از دیگران ربوده و در همه مراحل زندگی یک مجاهد واقعی بوده که پرهیزگاری در سرلوحة زندگی او قرار داشت.
او به راستی نه تنها خود پرهیزگار بود که رهبر امتی متقی و خداجوی نیز بود. به گواهی همه کسانی که با امام مأنوس بودند، دامانش نه تنها از آلوده شدن به گناهان ریز و درشت منزه بود، بلکه گرد مکروهات نیز نمی‌گشت و باید گفت در حقیقت پیروزیهای امام در صحنه‌های مختلف معلول تقوا و خصلت‌های برجستة ایشان بود، زیرا روان روشن و عمل آگاهانة او از تقوایش نشأت می‌گرفت مبارزات طولانی او در ترک گناه و در راه حق، هدایت و کمکهای الهی را به دنبال داشت.
امام خمینی نخست بر کشور جان خویش مسلط گشت و زمام نفس را به دست گرفت سپس رهبر جهان اسلام کوبنده خود جهان را تکان می‌داد، ابرقدرتها را به خاک مذلت می‌نشانید و هیچگاه حاضر نبود لحظه‌ای از خدا غافل بماند.
حضرت امام در میدان پیشگیری از گناه، پیشگام بود و هیچگاه اجازه نمی‌داد محیط زندگی او آلوده به گناه گردد. امام هنگامی که در مجلس عمومی بود کسی جرأت غیبت کردن یا حرف ناروا نسبت به کسی دادن را نداشت و همچنین در مجالس خصوصی نیز کسی جرأت نمی‌کرد سخن از دیگری بزند.
بارها امام می‌فرمودند:
(من راضی نیستم در بیرونی منزل من کسی غیبت کند و با تمام نیرو از غیبت کردن افراد جلوگیری می‌کردند.)
یکی از شاگردان امام می‌گوید:
(روزی امام به سر درس تشریف آورد و به قدری ناراحت بود که نفس ایشان به شماره افتاده بود، به جای درس نصیحت تندی نمود و رفت و سه روز نیامد. چرا؟ چون شنیده بود که یکی از شاگردان ایشان دربارة یکی از مراجع، غیبتی کرده بود.)
حضرت امام (ره) شخصی بود كه از نظر اعتقاد و توجه به خداوند تبارك و تعالی و به ائمه معصومین و پیامبر بزرگوار اسلام (ع) در حد مطلوبی بود. حضرت امام واقعا اعتقاد داشت كه همه چیز در ید قدرت خداوند تبارك و تعالی است و همه عالم وابسته به اوست ; هرچه در عالم تحقق پیدا می كند به مشیت او است. ایشان در مورد توحید می فرمودند: همین عرفان شایسته نسبت به خداوند تبارك و تعالی بود كه باعث شد ائمه معصومین (ع) به حد عصمت برسند و در حد عصمت باشند.
او به راستی نه تنها خود پرهیزگار بود که رهبر امتی متقی و خداجوی نیز بود. به گواهی همه کسانی که با امام مأنوس بودند، دامانش نه تنها از آلوده شدن به گناهان ریز و درشت منزه بود، بلکه گرد مکروهات نیز نمی‌گشت
می فرمودند: وقتی انسان نسبت به خدا عالم و عارف باشد و همان طور كه هست, واقعا او را در همه جا حاضر ببیند و از این حضور خدا غفلت نداشته باشد. باتوجه به این كه انجام دادن گناهان, در واقع مخالفت كردن با فرمان خدا است اگر كسی خدا را باور دارد و حضور او را احساس می كند و می بیند كه خدایی وجود دارد و به آن كمالات عالیه ای كه خداوند تعالی دارای آن كمالات است, توجه داشته باشد, دیگر گناهی مرتكب نمی شود ائمه معصومین و پیامبر بزرگوار (ع) در حد عالی از عرفان بودند و خدا را حاضر می دانستند و به دلیل همین حضور همیشگی خدا در نزد آن ها و غفلت نداشتن از این معنا, نمی توانستند مرتكب گناه شوند. اگر توجه كرده باشیم یكی از جملاتی كه به عنوان كلمات قصار از ایشان نقل شده, همین عبارتی است كه بسیاری از جاها نوشته شده: «عالم محضر خداست, در محضر خدا معصیت نكنید».

امام خمینی و دوری از تجملات
 برخی از انسانها خوشبختی و سعادت را در تجملات و زرق و برق فراوان می‌بینند. اینان در واقع اسیر ادارة این گونه زندگی‌های سنگین می‌شوند. به جای آن که زندگی وسیلة سعادت و گذران چند روز عمرشان باشد، خود در دشواری و پیچیدگی آن گرفتارند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/23;ساعت 9:51;  توسط فرزند انقلاب;  |